تبليغاتX
" دکتر ابراهیمی در کاشمر "
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
گفتمان خشونت
۱ - پول پول پول ...انگار ناف این مردم را با پول بریده اند. هر جا می روی صحبت از پول است. دارا و ندار ، ضعیف و قوی ، عالم و جاهل ، حاکم و محکوم جز پول سخن دیگری بر زبان نمی رانند. البته واقعیت از جای دیگری آب می خورد. مگر نه این است که کلام تجلی فکر است و آنچه که در مغز این دو پایان بینوا می گذرد لقلقه زبانشان می گردد و آنچه که محتوای فکر را سامان می بخشد نیازهایی است که ناکامی همچون بختکی بر آن سایه افکنده است. نیازمندانی که هیچگاه طعم برخورداری آن هم بصورت کمترین را تجربه ننموده اند در قاموس لغات خود جز حول و حوش نابرخورداریهای خود کلمات دیگری پیدا نمی کنند و بی محابا در هر موقعیتی به فرافکنی آن می پردازند. انبوه لشکریان چشم و دل ناسیر در هر کوی برزنی جولان می دهند و در انتظار طعمه ای و لقمه ای و جرعه ای و سکه ای زمان می گذرانند. گروهی بر این نکته نیک واقفند ......
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در جمعه 1385/06/24 و ساعت  | 
بچرخ تا بچرخیم
....یک سیگاری آماده داشتم لب باغچه کشیدم. آمدم بالا دیدم آیفون زنگ می زند. خانمش گفت یا فاطمه زهرا کیه این وقت شب ! فکر کردم گذری است . سابقه نداشته حسین این موقع بیاید. روی بهار خواب اشاره کردم هیچی نگو. برگشتم دیدم حسین از بالای در آمد داخل و پرید پایین.خانمش گفت : کیه ! گفتم حسین است. اینجوری گفتم تا اگر صدایی شد طبیعی جلوه کند. یک آجر دست حسین بود و آمد به سراغم . همیشه چاقویم همراهم بود. برای دفاع از خودم چاقو داشتم . هفت هشت ماهی که با او بودم چاقویم بزرگتر شده بود. برای اولین و آخرین بار بود که از چاقو استفاده کردم. با آجر داشت می آمد به سوی....
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در پنجشنبه 1385/06/09 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar


افراد آنلاين: نفر نفر

center"> نفر } function reEnable(){ return true }

}