تبليغاتX
" دکتر ابراهیمی در کاشمر "
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
انقلاب در شوراي کاشمر

نتايج چندان بر خلاف انتظار نيست. آناني که اندک بصيرتي داشتند نيز به آساني مي توانستند فرجام را پيش بيني کنند. عفونت آنچنان شديد و گسترده بود که مشام خودي هايشان را هم مي آزرد. گند نابخردي تا اعماق افکار و تصميمات رسوخ کرده بود و روح و جان مردمان اين ديار را مدام مي خراشيد. شوراي کاشمر به يک جارو کشي اساسي نياز داشت. بايد تحولي جانانه در آن رخ مي داد. به خاطر آوريد که چگونه در جلسه اي تنها بانوي شورا مورد فحاشي وهجوم الفاظ رکيک و ناموسي و چارواداري عضو ديگر قرار گرفت. پرونده هاي که هنوز مفتوح است و صحبت از موارد مالي ميلياردي مي رود. جلسات شورايي که در آن هر صحبتي جريان داشت الا منافع و آرامش و خواست مردمان. قدرت سکر آور و مستي زا است. اگر اين روز را پيش بيني مي کردند تا درجه اي جانب احتياط را از دست نمي دادند. لاس زدن با عمله قدرت  و سياست بازان بي هنر رفته رفته به شيوه اي مرسوم تبديل شده بود تا حديکه آينده خود را به حلقه ارادت آنان متصل نموده بودند. جز اظهار تاسف از بلبشويي که بعضي از آنان بوجود آوردند و اينکه خودکرده را تدبير نيست سخن ديگري نمي توان به زبان آورد.
شيخ طباطبائي را مي شناسم. سياست باز نيست. اهل دروغ و ريا و سازش و اطاعت نمي باشد. به کسي باج نمي دهد. خودمختار و مستقل است. وجودش براي مردم اين شهر غنيمتي است منحصر بفرد. مطمئنم کسي نمي تواند از موقعيت وي سو استفاده کند. آگاه است و آزاد انديش.
چه کسي است که احمد پناه را نشناسد. حلم و صبوري و عزت نفس و برخورداريش از صفات انساني بر همه عيان و آشکار است. دلبستگي به مال دنيا ندارد و نيکوکاري صفت ذاتي او است.
حسيني سيدي که ديگر بار به ميدان مي آيد و البته با حمايت مردمي که اينگونه خشم خود را بر دشمنانش ابراز نمودند و روسفيديش را مجدد اعلام ساختند.
انتخاب مردمان اينبار با انقلابي جانانه همراه بود. به مردم شريف کاشمر که خرد و آزاد انديشي و آگاهي را سرلوحه ساختند  تبريک مي گويم.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در یکشنبه 1385/09/26 و ساعت  | 
پدر کشی در دیار ترشیز

خبر را در ایسنا پیدا کردم : اینجا را کلیک کنید

پنج فرزند خانواده در اقدامی دست جمعی پدر را خفه می کنند و جنازه اش را به آتش می کشند. از ابتدای امسال موارد متعددی از جنایتهای خانوادگی را در این دیار شاهد بودیم. آسیب از کوچه و بازار به درون خانواده ها کشیده شده است. در ایام انتخابات غولهایی پیدا می شوند که خود را همه فن حریف می نمایانند و از چراغ جادویشان برای هر معضلی راه حلی جانانه می یابند و رقیبی برای خدمتگزاری به مردم بینوا برای خود پیدا نمی کنند. فریاد توانمندیشان گوش فلک را کر می کند. اما شور و شر تبلیغات که تمام می شود گم می شوند و در غوغای زمانه حل می گردند.انگار نفت چراغ جادویشان ته می کشد و یا باد بادکنک غول نما با اشاره سوزنی خالی می شود.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در جمعه 1385/09/24 و ساعت  | 
باز شورا

۱ - لیست معتمدین با رهبری مهندس احمد پناه همچنان پیشتاز است. ارنج هوشمندانه این گروه که  تمامی اقشار را در کنار خود جای داده اند اکنون کارآیی خود را نشان می دهد. انبوه فرهنگیان دوباره مازنی را بر خواهند گزید و فرهیختگان دانشگاهی و تقریبا" تمامی اقشار کاشمری احمد پناه را حمایت می نمایند. قلعه بالا و تحصیلکردگان جعفر پور را رها نخواهند کرد و حسینی سیدی که یکبار در نزد مردمان روسفید گشت همچنان محبوب قلبها است. بقیه اعضا این جماعت شایسته هر کدام به بهانه ای و منظوری کثیر مردمی را به همراه خود دارند.

۲ - دوستی شفیق در تماس تلفنی بشدت ابراز نگرانی می کرد از نقش عوامل غیبی . نگران صندوقها بود و پایان شب رای گیری و خستگی و خواب آلودگی مجریان و هشیاری و آمادگی فرصت طلبان و پلید کرداران. تاکید داشت جریانی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد ممکن است دست به خودزنی زند و آخرین برگ خود را بیازماید. به او گفتم مردمان این دیار خود می دانند که به واقع به چه کسانی اقتدا نموده اند. اگر نتایج خارج از حیطه انتظارشان باشد حاصلی برای برنده کاذب نخواهد داشت چرا که به واقع در فضایی سرشار از بی اعتنایی و تردید عاملان را مجازات خواهند نمود و روزگار بر متقلبان سیاه می نمایند.

۳ - طایفه گری بلایی است که همواره بر رکود و جمود و عقب ماندگی دیار نا بسامان ترشیز افزوده است. سیاه کرداران و تیره پنداران و فر صت طلبان و کج محوران همواره بر طبل نفاق و چند دستگی مردمان این دیار کوبیده اند و در گذشته بسیار دیده ایم که بیشرمانه به بهانه هایی سخیف ساکنان این منطقه را با خود سرگرم نموده اند و تاراجشان نموده اند. بی تعارف بگویم در این دوره نیز با هدف رای شکنی این سناریو را امیدوارانه طراحی و اجرا نموده اند بلکه تشنجی در بین اهالی ایجاد نموده  و پراکنده ساختن آرا  مقدمه حضور گروه های سازماندهی شده را در پای صندوقهای رای فراهم آورد. اشتباهشان این است افرادی که بدانها دل بسته اند تا به زور وعده و وعید و تطمیع سازمان یابندو در روز واقعه یاری رسان باشند از این ناکسان دل خوشی ندارند و عملکرد اینان را نمی پسندند و نفرتی عمیق در دل خود پرورانده اند. سختی کوهستان و گرمای کویر معجونی است که آدمیان این مناطق را پیش بینی ناپذیر می سازد.

 

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در چهارشنبه 1385/09/22 و ساعت  | 
سگ و سنگ

۱ - این حکایت را شنیده اید که مردی از دهی می گذشت ، سگی تنومند به وی حمله کرد ، رهگذر ترسیده برای دفاع خواست سنگی از زمین بردارد. سنگ بر اثر سوز سرما بر زمین چسبیده بود. مرد عصبانی با مشتهای گره کرده فریاد زد : لعنت بر شما که چه بد مردمی هستید. سنگ را می بندید و سگ را رها می کنید ! در دوره قبل که کاندیدای مجلس شدم بی هیچ دلیلی رد صلاحیت گردیدم. به هر دری زدم که حداقل دلایلتان را ابراز کنید بی نتیجه ماند.یکی از حضرات دخیل در این امر را دیدم . به او گفتم  که پروای قیامت نداشتی که چنین منکری مرتکب شدی و آبروی مسلمانی را که از حرمت کعبه نیز بالاتر است به بازی گرفتی ! خجل سر در گریبان گرفت و سکوتی تلخ حوالت داد و با زبان بی زبانی از معذوریت خود سخن به میان آورد.جنگ حیدری نعمتی اشان را دیدیم که به قول خودشان انگشتری از یک انگشت به انگشت دیگرشان کردند و انبوه خلایق که فقط در مسیر نابودی مختارند و مقید.

۲ ـ افتتاح شعبه جدید دانشگاه هاوایی یا به زعم عوام هوایی در دیار ترشیز مبارک باد. مدرک این دانشگاه برای شرکت در تمام انتخابات معتبر است . ره صد ساله را یک شبه می پیمایید. دیگر نیازی به دود چراغ خوردن و رنج سفر و تحمل کتاب و دفتر نیست. فقط با یک گام کوچک از پنجم دبستان به دیپلم پرش کنید.

۳ ـ تقریبا" تمامی داوطلبان لیست معتمدین را از نزدیک می شناسم. از احمدپناه تا جعفرپور و حسینی و بقیه. تعجب کردم. یعنی درک مردمان این دیار به آن حد رسیده است که چنین شایستگانی اداره امورشان را به عهده گیرند ؟ آیا عوام از بوی گند لجنی که در آن غرقه گردیده اند به تنگ آمده اند و هوس رایحه گلستان نموده اند ؟ با اطمینان می گویم اگر این بزرگواران به عرصه وارد نشوند تباهی ترشیز صد افزون گردیده و غارت و چپاول و تاراج و سیه روزی بر سرنوشت این مردم سایه خواهد افکند. خلاصه اینکه پیوند دهشت انگیز سردمداران زر و زور و تزویر اکنون بیش از پیش عیان و آشکار گردیده است.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در جمعه 1385/09/17 و ساعت  | 
شیخ طباطبائی

چند سالی است که شیخ طباطبائی را می شناسم. از کرمان که به کاشمر او را آوردند عزمش را جزم کرد که تحولی اساسی در دانشگاه آزاد این شهر ایجاد نماید. کاری که نه پیشینیان و نه فعلیان قادر به انجام آن بودند و هستند. از خصوصیان شخصیتی وی کم حرفی و پرتلاشیش بود . سالها تجربه با ارزشش را بی هیچ منتی نثار آبادانی و اعتبار فیزیکی این دانشگاه نمود . نه به کسی باج می داد و نه توصیه و سفارش و تهدید کوته فکران در اراده وی خللی ایجاد می نمود. وجودش غنیمتی بود که تصور من این است تا سالیانی دراز همتایی نخواهد یافت. آنچه که شگفتی من را بر انگیخت حضورش در انتخابات این دوره شورای کاشمر است. باور نمی کردم که مردی با چنین خصوصیاتی وارد عرصه کارزاری شود که با روحیات وی اینگونه ژرف ناسازگار است. از همه مهمتر منسوب به جریانی قلمداد گردیده که با تفکر و نگرش وی بی اندازه مغایر است. آن طباطبائی شجاع و آزاد اندیش و خود شکوفا کجا و همراهی با عمله اقتدار کجا. تا آنجا که از احوال این شیخ مطلعم نگاهش به هستی فراتر از یک بشر عادی بود چه رسد به اینکه هم پیمان چنین شناخته شدگانی گردد. جدا از عوامل پشت پرده صادقانه می گویم که به جد نگران آینده این شیخ دوست داشتنی و خستگی ناپذیر هستم.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت  | 
تراژدی آموزش عالی در دیار ترشیز

انبوه دانشجویان سرگردان و معدود اساتید خسته و بی رمق و کوهی از مشکلات گوناگون از نبود امکانات حتی در حد یک دبیرستان و  معضل مدیریت های وابسته و ابن الوقت و سیاستباز و صد البته بی تجربه و بله قربان گو در برابر بالا دستان و حرمت شکن در مقابل فرو دستان زخمه کاری دیگری هر چند از نوع مدرن بر پیکر این دیار مثله شده وارد ساخته است. دیر وقتی نیست که تب هوس ایجاد دانشگاه در کنار دبستان و دبیرستان اندکی فروکش نموده است اما تبعات این  شهوت رقابت و چشم و همچشمی عوام و خواص عوام زده اینک در هیئت فاجعه ای تراژیک رخ عیان ساخته و به شکل کاغذ پاره هایی بی ارزش بر گاری جهاز یا کنج صندوق انبار خانه به نام مدرک دانشگاهی در اقصی نقاط این دیار پراکنده شده است. سالیان متمادی در این ملک به آموزاندن و تتبع مشغول بودم و سرخوش از اینکه ما هم کبوتر این حرمیم  !  اما اکنون جز یاس و حرمان ثمره ای در مشت خود نمی یابم. هر چند دود لاینقطع از دودکشهای این کارخانه های مدرک سازی هنوز زبانه می کشد و ساده دلانی بی ریا  به محصول آن دل خوش ساخته اند  اما آنان نیز بی گمان خوشه چین درختان حسرت و افسوس خواهند شد. عناوین سر به فلک می کشد از عظمت و رشته ها ی علمی و تنوع انتخاب آن در این شبه دبیرستانهای دانشگاه نما هوش از سر بی خبران می رباید اما حکایت همان است که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی گردد. این وضع به عمارتی تشبیه پذیر است که ظاهر از سنگ مرمری گرانبها دارد اما پایه و بنیان وسقفش از بوریا و کاهگل باشد. در این آشفته بازار مدرک فروشی علم بی هیچ انصاف و رحمی قربانی می شود و تقدس آن بر دامن آلوده خودفروشان تطهیر می گردد.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در پنجشنبه 1385/09/02 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar


افراد آنلاين: نفر نفر

center"> نفر } function reEnable(){ return true }

}