تبليغاتX
" دکتر ابراهیمی در کاشمر "
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
آسوده بخوابید

۱ - مدعیان اصولگرایی و تصمیم گیران پشت پرده این جریان در دیار ترشیز سخت به تکاپو افتاده اند بلکه آخرین تیر در ترکش خود را رها سازند تا از زوالی قطعی که در انتخابات آتی انتظارشان را می کشد خود را رهایی بخشند.جاده صاف کن آنها امتحان خود را به بدترین وجه ممکن پس داده است و اندک امیدی به ماندگاری وی نمی رود. شیخ طباطبائی باید وارد میدان شود تا جای خالی وی را پر کند. کارکرد چند روزه شیخ در شورا جز تنش و درگیری و تکروی ارمغان دیگری نداشته است.از دگر سو شیخ نمی تواند گزینه مناسبی برای جریان اقتدار باشد چرا که روحیه اش در باطن با این جریان چندان سر سازگاری ندارد.سئوال اینجاست جریان تمامیت خواه از سر ناچاری به شیخ متوسل شده یا سیاستی پیچیده در پیش گرفته است؟ اندیشه آنان هر چه که باشد چندان واقع بینانه نمی نماید. عنصر آگاهی مردمان در این میانه از سوی زعمای این جریان بشدت مغفول گردیده است و به تیر انداختن در تاریکی بیشتر شباهت دارد.

۲ - رفته بودم کارواش بلکه خاک از رخ ماشین پاک سازم. به انتظار زمان می گذراندم که جوانکی لاغر با کیفی در دست نزدیک شد.کاغذی در دست داشت که خطوطی بر روی آن به چشم می آمد. بی مقدمه به سخن آمد که همه چیز دارم از برندی تا کنیاک و جین و ویسکی. تو مایه های دود آدرس بدهید می آورم خدمتتان.چیزهای دیگر هم بخواهید نوکرتانم. از لحاظ قیمت هم خاطرتان جمع جمع باشد . حتما" مشتری می شوید. منظورش را از چیزهای دیگر نفهمیدم. از او وضعیت بازار را سئوال کردم گفت عالی است  و کم کمش روزی صد چوب کاسب است. حساب کردم دیدم میشود ماهی سه تومان. گفتم همکار نمی خواهی؟ پوز خندی زد . لابد با خودش فکر کرد که یارو چقدر از مر حله پرته. اینکه همکاری لازم ندارد. کافی است وصل بشی به کل فروش بعدش هم کار یک ویزیتور را باید انجام بدی.عجب اوضاعی درست کرده اند.شهر در امن و امان است . آسوده بخوابید و خوابهای شیرین ببینید !!!

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در یکشنبه 1386/04/31 و ساعت  | 
نمرات دانشجویان
دانشجويان در صورت اعتراض به نمره به آدرس اي ميل زير مراتب اعتراض خود را اعلام نمايند :

dr.ebrahimi@gmail.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در یکشنبه 1386/04/17 و ساعت  | 
بازي کثيف

۱- حیدر و نعمت بازی جدید خود را آغاز نموده اند.عواملشان آتش بیاران  معرکه ای هستند که وظیفه داغ ساختن تنور این بازی کثیف را به عهده دارند. آیا ترشیز بینوا بار دیگر قربانی هوس این سیاه کرداران سیاه باز خواهد شد؟ آیا مردم دلسوخته این دیار ماتم زده و سوگوار پیشرفت و آبادانی باید رویای آبادانی ملکشان را به گور برند؟تا به کی باید همچون عروسک خیمه شب بازی به نخهای پوسیده این عروسک گردانان نا منصف و سودجو و نابلد آویزان شوند و به ساز ناساز آنان برقصند؟عجیب اینجاست که برای خالی نبودن عریضه و باوراندن به مردم یکی دو نوچه بی خطر را در کنار خود یدک آورده اند تا آتش تنور را شعله ورتر سازند و نیکتر و خفاتر به یغما برند آرزوها و آمال دیر باز این مردمان را. مطمئنا" شعور ساکنان این سرزمین بدان حد رسیده است که سره از ناسره باز شناسند و از یک سوراخ چند باره گزیده نشوند !!

۲ - دوستی ابراز خوشحالی می نمود از بالا رفتن تابلوی دفتر فلان حزب و گروه و جمعیت و آنرا نشانه پیشرفت و ترقی به حساب می آورد. به او گفتم شعف پنهان دار که با دفتر و دستکی و قابی عکس و چند میز و صندلی و چند رجاله حقوق بگیر ماهیت تفکر جمعی و خردگرایی گروهی مسجل نمی شود.ذهن آدمیان جایگاه اندیشه همگانی و حزبی است  و نه سرایی قهوه خانه مانند که بیکاران و علافان در آن گرد می آیند و وقت خود به هدر می دهند.کارکرد حزبی تغییر در نگاه و بینش و جریان آگاهی کسانی است که واقع بینانه و خردمندانه و از روی درایت آرزوی تسلط و سعادت و فرصت جویی دارند و نه ابزاری موقت برای درو ساختن آراء توده محروم و ناآگاه و البته امیدوار !!

۳ - خبر چند خودکشی در شهر و روستاهای این قلمرو را در هفته گذشته شنیدم. هوا که گرم می شود بعضی به یادشان می افتد که باید غزل خداحافظیشان را بخوانند و خود را خلاص سازند. سالها تجربه کار در این دیار به من آموخته که بین گرمای هوا و خودکشی رابطه مستقیمی وجود دارد.چقدر آرزو داشتم که برای همشه در این ملک به کار و خدمت تخصصی خودم مشغول باشم.نمی دانم که چند نفر را از مرگ نجات دادم یا آلام چه تعد ادی را تسکین بخشیدم اما این نکته را واقفم که حل مشکلات و بیماریها و مصائب مردم مظلوم این دیار به متخصصین زیادی نیاز دارد که اکنون نبودشان بر رنج درد و مصیبت و نامرادیشان بیشتر می افزايد.اگر حيدر و نعمت در زمره اين متخصصان واقعي بودند شايد اين گره بايد تابحال گشوده مي شد و جان بسياري نجات مي يافت اما دريغ که کار اين سرا به دست پرگويان و ياوه سراياني بوده که جز شکمي پيچ پيچ و زباني دراز وذهني سرشار از حقه و کلک چيز ديگري در چنته نداشته اند.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در یکشنبه 1386/04/03 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar


افراد آنلاين: نفر نفر

center"> نفر } function reEnable(){ return true }

}