تبليغاتX
" دکتر ابراهیمی در کاشمر "
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
آرزو
اوباما و کلینتون از طایفه دموکراتها رقابتی سخت را به پیش می برند. این طرفتر جمهوری خواهان با دو کاندیدای مطرح خود یعنی مک کین و هاکبی دوئلی جانانه آغاز ساخته اند. آخرین خبرها از پیشتازی اوباما - اولین سیاهپوست راه یافته به رقابتهای ریاست جمهوری در تاریخ آمریکا - نسبت به کلینتون حکایت دارد. در اردوی جمهوری خواهان مک کین - که دشمن سرسخت ایران به حساب می آید - حائز اکثریت است و تقریبا" رقیبی جدی ندارد. پیش بینی این ماجرا چندان سخت نیست : اوباما از سوی دموکراتها به دور نهایی راه می یابد و مک کین نیز از جبهه جمهوریخواهان در رقابت با اوباما تلاش می نماید اما اوبامای سیاهپوست آرای هم حزبی مغلوبش را درو نخواهد ساخت بلکه بخش عمده ای از طرفداران کلینتون به جمهوریخواهان خواهند پیوست و برتری را به نفع مک کین رقم خواهند زد. در چنین شرایطی جمهوریخواهان قدرت را همچنان حفظ نموده و نتیجه چنین رخدادی حاکمیت جنگ طلبان بر فضای سیاسی آمریکا برای یک دوره حداقل چهار ساله دیگر می باشد.
با همه وجود آرزو دارم که چنین اتفاقی نیفتد و مک کین رئیس جمهور ینگه دنیا نشود .
|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در جمعه 1386/11/26 و ساعت  | 
داستان عقاب
*** روزگار غریبی است . انگار همین دیروز بود. شیخ چمباتمه زده بود بر روی زمین تفتیده دانشگاه آزاد کاشمر و داشت به جوشکار شیوه جوشکاری صحیح آموزش می داد. صدای رسایش - خیلی رساتر از هم لباسهای دیگرش _ که مفاهیم معماری را برای مهندسان معمار تشریح می کرد هر بیننده و شنونده ای را به تعجب و تحسین وا می داشت. کلمات شمرده و آهنگینش مخاطب را ناخواسته به توجه دعوت می کرد. نگاه نافذش حکایتها از توانمندی ذاتی و هوش بیکرانه اش در بر داشت . شیخ نعمتی بود برای دانشگاه آزاد کاشمر. آن تصور سنتی از این طایفه مندیل به سر هیچ سنخیتی با مرام شیخ نداشت. کم حرف بود و پر تلاش.در چند سال ریاستش نه باجی داد و نه باجی ستاند. اولش سخت بود برای جماعت کارمند و استاد. چرا که مانند او ندیده بودند در این وادی برهوت. اما چند ماهی که از آمدنش گذشت به او و نگاهش و رفتارش عادت کردند. فهمیدند گنجی است که حضورش مایه های دانایی و توانایی در چنته پنهان ساخته است. آمدنش با خودش بود و استعفایش نیز. به شیخ متوسل شدند این تشنگان آرامش و یافتند آنچه را که یافت می نشود در این محنت سرا در وجود وی.
سیاه رویان گند خوی و بد سگال و خیانت پیشه و بیشرم که افق دیدشان تا درازی .... اشان است و حرام لقمگیشان آوازه هر کوی و برزنی است و هرزه گوئیشان تا امتداد هذیانهای واپس مانده متعفن استفراغهای بویناک وجودشان گسترده است عجب ناجوانمردانه بر او تاختند و از گوشه و کنار او را آماج تیرهای جهالت و افترا خود قرارش دادند و از صبوری و حلم بیکرانه وی شرم نکردند و پرده حیا دریدند و خویشتن بی حاصل خود به زحمت افکندند و دیده بر رحمت وی بستند و این مهمان عزیز را در پشت دروازه های پوسیده این شهر مالامال از دروغ و دورویی و حرص و آز نگاه داشتند و حرمتش شکستند. بارها با خود گفته بودم شیخ چه می خواهی در این مرداب که جای تو در دریاست ؟ اینجا جز تعفن و دل آشوب نا تمام نصیبی نخواهی برد !! و باز آن نگاه نافذ و سکوتی که با هستی او عجین شده بود و هزار پاسخ آماده را در خود نهان داشت.
امروز دوستی تماس گرفت و خبرش این بود : می دانی که شیخ همه ما را رد صلاحیت کرد ؟!در کلامش زهرخندی طنز گونه اما پر ملاط نهفته بود. جوابی که دادم این بود :آسمان اگر از عقابهای بلند پرواز خالی شود آنگاه زاغان داعیه بلندپروازی خواهند داشت و رویای عقابگونگی در سر خواهند پروراند اما غافلند از این نکته که توان بالهایشان همچون توهمشان ضعیف و بی بنیان است.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در سه شنبه 1386/11/16 و ساعت  | 
ماجرای شیخ
@ شخصا" ورود شیخ طباطبائی به عرصه بازی انتخابات را مرحله نوینی می دانم که در جریان آن انحصار خواهی و تیولداری حیدر و نعمت در هم شکسته میشود و افقی جدید در مناسبات سیاسی و اجتماعی این منطقه فراهم می گردد. حیدر و نعمت مهره های سوخته ای هستند که امتحان خود را به کرات پس داده اند و به جرئت می توان ریشه بسیاری از بدبختیها و مصائب سهمگین وارده بر مردم این دیار فراموش شده را از شومی چنگ اندازیشان بر گرده نحیف این مظلومان بینوای ترشیز دانست.
@@ دوست پزشکی را بر حسب اتفاق در مجلسی دیدم. گله بسیار می کرد از اوضاع نابسامان کاشمر . می گفت نیمه پنهان ماجرای قطع گاز و سرمای بیرحمانه امسال را تعداد معدودی خبر دارند. از او توضیح خواستم. گفت به آمار مرگ و میر کهنسالان و بیماران مزمن ریوی و روستائیان فقیری نظر بیفکن که در این چند هفته خشم طبیعت آنان را به سینه خاک فرستاده است. نمی دانم جواب خون آنان را چه کسانی خواهد داد!!!؟
@@@ ترشیزیان اگر اندک درک سیاسی داشته باشند خود را از دسته بندیهای سیاستبازان و قدرت پرستان کنار خواهند کشید. سالها در کوران جریانات سیاسی این دیار قرار داشته ام و از روی اطمینان می گویم رفاه و سعادت چهره خویش بر این مردمان نخواهد گشود مگر اینکه رویکردی محلی به سیاست داشته باشند. آلودگانی که دستان پلیدشان تا مرفق به گند و کثافت باندهای رنگارنگ قدرت آغشته شده است و با عناوین غلط انداز و با شعارهای خدعه آمیز و عوام پسند و تحت لوای بیدقهای مشکوک مرکز نشینان به میدان آمده اند نه کعبه آمال که این مردم را به عمق هاویه سقوط خواهند داد و رنج دنیوی و شقاوت اخروی ارزانیشان خواهند ساخت.
|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در چهارشنبه 1386/11/10 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar


افراد آنلاين: نفر نفر

center"> نفر } function reEnable(){ return true }

}