| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
عروسان نابالغ : سفيد پوشان سياه بخت
زن با بغض و نفرت از پدرش ياد مي کند : " ....خدا پدرم را لعنت کند ! الهي آتش به گورش ببارد . خدا او را نيامرزد. در آن دنيا اگر چشمم به او بيفتد به چهره اش تف مي کنم. به او مي گويم که تو در حق من پدري نکردي . حيف نام پدر که در حضورت به زبان بياورم. تو لايق کثيف ترين و پست ترين واژه ها هستي. نفرت از او تمام وجودم را پر کرده است. دوازده ساله بودم که مرا عروس کرد. از مدرسه که به خانه رفتم به من گفت ديگر لازم نيست از فردا به مدرسه بروي . امشب خواستگار مي آيد. من نمي دانستم خواستگاري يعني چه. در دنياي کودکي خودم گاهگاهي با دختر همسايه امان عروس بازي که مي کرديم او مي گفت خواستگارم و بعد در عالم بازي عروس او مي شدم. تصور کودکانه اي از حرف پدر داشتم. دو خواهر بزرگتر از من را همين جوري شوهر داد. خودش تصميم مي گرفت و عمل مي کرد. حتي به مادرم چيزي نمي گفت. آن روز اشکهاي مادرم را ديدم . معني اشکهاي او را حالا مي فهمم. آن شب مرا ندانسته و نخواسته به زور به عقد پسر عمويم در آوردند. پسري بيکار و لاابالي و فاسد. عمويم با پدرم مشکل مالي داشت. پدرم مرا براي حل مشکلات با برادرش وارد ميدان کرد. مرا قرباني اميال و خواسته هاي خودش نمود. به يکباره از همه چيز دور شدم. دوستانم ، همسن و سالهايم و دختر همسايه امان که ساعتها در بازيهاي کودکانه آينده را با او تمرين کرده بودم. شوهرم مرا به خانه مادرش برد. مادرش مثل افعي مدام نيش مي زد. از همه اشان مي ترسيدم.مرا مسخره مي کردند. از شوهرم خيلي مي ترسيدم. بعد از بيست سال هنوز از همه اشان نفرت دارم. از شوهرم بدم مي آيد. از خانواده خودم و بخصوص پدرم که چنين جنايتي در حق من روا داشتند متنفر هستم. من دوران بچگي نداشته ام . کودکي مرا از من گرفتند. هميشه در وجودم احساس کمبود و خلاء دارم. احساس مي کنم که ناتمام و ناتوان هستم. فکر مي کنم موجود بدبخت ناقصي هستم که در دنيا به بدبختي و پستي و ذليلي من وجود نداريد. بارها اقدام به خودکشي نموده ام. شوهرم از دست من خسته شده است. حتي يک روز خوش با او در اين بيست سال نداشته ام. هميشه افسرده و غمگين هستم. خودم را تنها احساس مي کنم. از خدا مي خواهم که مرگ مرا زودتر فرا رساند. روزي هزار بار به به پدرم فحش مي دهم و تن او را در گور مي لرزانم. ديگر به آخر خط رسيده ام. ديشب پدرم به خوابم آمد. توي خواب هر چه فحش بود نثارش کردم. به او گفتم چرا مرا بدبخت کردي . يک دختر دوازده ساله را چه کسي به حجله مي فرستد که تو فرستادي ...." در زندگي انسان سه رويداد مهم وجود دارد که مسير و سرنوشت او را تعيين مي کند : تولد ، ازدواج و مرگ. از اين سه رويداد تولد و مرگ در حيطه اختيار و خواست انسان نيست و فقط ازدواج است که به ميل و خواست آدمي وابسته است . در پژوهش هايي که در خصوص آسيبهاي ناشي از ازدواج در سنين پايين در منطقه کاشمر داشته ايم يافته ها نشانگر مشکلات جدي از لحاظ رواني و عاطفي در زنان مورد تحقيق بوده است. در اکثر اين ازدواجها به دليل نا آگاهي و تجربه ناکافي دختر و خانواده ، آسيبها و ضايعات گسترده اي از لحاظ روانشناختي ايجاد مي شود که بسيار تاثير گذار و مخرب است. اکثر اين زنان در سالهاي بعد از ازدواج احساس افسردگي شديدي را تجربه مي کنند . مشکلات زناشويي و طلاق در آنها بيشتر است. در رابطه با فرزند پروري و رفتار با فرزندان نيز مشکلات عديده اي در آنها به چشم مي خورد. روابط چنين زن و شوهرهايي معمولا" سرد است. عواطف و احساسات که مهمترين جنبه ازدواج را تشکيل مي دهد همراه با رکود و فقدان و تمايل و هيجانهاي مثبت است. تنشهاي دائمي در روابط زن و شوهر و احساس نقصان و کمبود در روابط آنان نيز مشاهده مي شود. يافته هاي روانشناسي بر اين نکته تاکيد دارند که بهترين سن ازدواج سني است که طرفين به بلوغ و پختگي و آمادگي کامل رواني و جسمي رسيده باشند. ازدواج زودرس در حقيقت ضربه به رشد رواني و جسمي و عاطفي فرد مي باشد و براي تمام عمر تبعات آن دامنگير زوجين مي گردد. متاسفانه در مناطق شهري و روستايي کاشمر و بردسکن و کوهسرخ وضعيت بصورت فاجعه باري از لحاظ آمار ي بالا مي باشد و ازدواجهاي سنتي بدون آگاهي و آزادي و خواست و بدون توجه به شرائط طرفين و آمادگيهاي لازم و ضروري انجام مي شود. بي توجهي به اين نکات مغفول در امر ازدواج ضربات جبران ناپذيري بر ساختار حيات اجتماعي اين منطقه وارد ساخته است . توسعه بدون در نظر گرفتن توانمنديهاي نيروي انساني در اين ديار رويايي دست نيافتني خواهد بود. |+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در جمعه 1385/02/08 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() سالهاست در دیار ترشیز با لحظه ها زندگی کرده ام و حاصل آن بیش از هفتصد مقاله و پژوهش و برگزاری صدها جلسه سخنرانی و یافته های گوناگون در عرصه فرهنگ و اجتماع و سیاست و فولکلور مردمان پاک باطن و نیک ضمیر این خطه است.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1387تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 پيوندهای روزانه
قاتلان دیار ترشیزماجرای رد صلاحیت چند هشدار انتخاباتی یادی از احمدی ناصری استریپ تیز گفتمان خشونت بچرخ تا بچرخیم توهم توطئه سید واقع بین چند خاطره انتخاباتي مدتی این مثنوی تاخیر شد ازدواج مرگبار از عدالت تا ریاضت روانشناسی فوتبال رفتارشناسی سیاسی-3 یک مصاحبه آموزش جنسی:ازضرورت تا کج فهمی مدیران بیمار چند ماجرا باندهای مافیایی دیار ترشیز هویت جنسی و خانواده کودک آزاری در دیار ترشیز ترشیز در اغما صدای پای نسل باهوش رفتار شناسی سیاسی-2 رفتار شناسی سیاسی-1 عروسان نابالغ داستان دو مرد ترشیز دیار ماموران عشق و وسواس آرشيو پیوندها پيوندها
دکتر ابراهیمی-مشاوره اینترنتیدکتر ابراهیمی -وبلاگ تخصصصی google news on iran خاطرات یک دکتر روان شناس دکتر ابراهیمی در کاشمر تلکس انديشه نخبگان ترشيز شورا يار کاشمر واژه نویس تاک خزائی شاعران معاصر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران انجمن روانشناسي امريکا مقالات روانشناسي روانشناسي اجتماعي تاريخچه روانشناسي انجمن روانشناسي شخصيت انجمن روانشناسي انسانگرائي اطلاعات روانشناسي روانشناسي صنعتي و سازماني گروه روانشناسي دانشگاه هاروارد گروه روانشناسي دانشگاه استنفورد انجمن روانکاوي انگليس نیکدل - مرجع دانشجویی انجمن ملي روانکاوي عارفی پور - مرجع دانشجویی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |
}