تبليغاتX
" دکتر ابراهیمی در کاشمر "
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
رفتار شناسی سیاسی راست جدید- بخش دوم
بخش اول رفتارشناسی سیاسی راست جدید با استقبال گسترده بازدیدکنندگان این وبلاگ قرار گرفت. در عرض سه روز نزدیک به پانصد نفر این مطلب را مطالعه و در ای میل هایی که برایم فرستادند نقطه نظرات خود را اعلام نمودند. ذکر این نکته لازم است که در تحلیلهای سیاسی پژوهشگر در نقش یک ناظر بیطرف قرار می گیرد که بر اساس مستندات و تئوریها و نظریات علمی سعی بر تایید فرضیات خود می نماید. هر گونه جهتگیری و اظهارنظر شخصی باعث ابطال نتایج پژوهشی می گردد و کل پژوهش را از دایره اعتبار خارج می سازد. نظریه پردازی در حیطه علم سیاست بسیار دشوار و پیچیده و چند لایه می باشد. در این پژوهش از شیوه های روانشناسی سیاسی برای تبیین و پژوهش استفاده بسیار نموده ایم.لطفا" نظرات خود را برایم ای میل نمایید.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خصوصیات رفتاری راست جدید :

الف : بدبینی نسبت به روشنفکران : راست جدید خود را بی نیاز از بنیانهای تئوریک قوی می بیند و در عین حال فاقد چنین مشخصه ای می باشد. ساختار عملگرای مطلق راست جدید انعطاف پذیری بسیار محدودی را برای این جریان فراهم ساخته است. رفتارهای سیاسی این جریان تابعی از جریانات عملی و کاملا" ملموسی است که انطباق کاملی با رویکرد پوپولیستی آن دارد. زبان مردمان حامی این جریان فاقد هر کدام از اصطلاحات روشنفکری است. سردمداران راست جدید زبان بسیار ساده ای برای برقراری ارتباط با مخاطبان خود بکار می گیرند که برای پایین ترین طبقات اجتماعی نیز قابل فهم و درک است. چنین خصوصیتی در نهایت به فاصله گرفتن هر دو جریان راست جدید و روشنفکری از یکدیگر می انجامد. پیش بینی می شود که قالبهای روشنفکری در واکنش به این موقعیت در بازسازی ساختارهای مورد تهدید قرار گرفته خود بر پروسه نوسازی اجزای تخریب شده خود سرعت بیشتری بخشد و از اضمحلال یکپارچگی بخشهای گوناگون خود بدینوسیله ممانعت به عمل آورد.

ب : ناسازگاری با سنت گرائی : به دلیل ساختار عملگرای راست جدید هر گونه اشتراک در قدرت از سوی جریانات دیگر ناممکن تلقی می گردد. سنت گرایان نقطه اشتراک مهمی با این جریان دارند. این شباهت در گرایش به توده های فرودست اجتماعی است. برای سالیان متمادی سنت گرایان پایگاههای بسیار مستحکمی در بین نهادهای قدیمی و سابقه دار اجتماعی و دینی برای خود فراهم نموده اند. منبع بقا و پایداری این جریان ساختارهای اجتماعی مهمی است که بخش عمده ای از نیروهای حمایت کننده آن را تشکیل می دهد. این ساختارها از لحاظ کمی و کیفی در حال حاضر دچار انشقاق و چند دستگی گردیده اند. بخش عمده ای از نیروهای فرودست اجتماعی اینک از بدنه سنتی خود جدا شده اند و میل به پیوستگی با جریان راست جدید پیدا نموده اند. چنین رویدادی به تدریج جریان سنت گرا را دچار ضعف و انشعاب نموده و برای جبران این تهدید به ناچار آنان را مجبور به ائتلاف با جریانات رقیب راست جدید یعنی مجموعه های روشنفکری و اصلاح طلب خواهد نمود. چنین اتفاقی اکنون در حال وقوع است و اقدامات مقدماتی آن نیز در بین این جریانات انجام شده است.جنجال حضور زنان در میادین ورزشی از طرف سنت گرایان بشدت مورد حمله قرار گرفته است . آنان ناخشنودی خود را علنا" از اتخاذ این تصمیم توسط احمدی نژاد اعلام نموده اند و خواستار ممانعت از حضور زنان در ورزشگاهها می باشند. نفس حضور زنان محل این مناقشه نمی باشد بلکه آنچه که برای سنت گرایان نامقبول به شمار می آید مداخله راست جدید در قلمرو محض سنت گرایان می باشد که از طرف آنان نوعی تهدید برای بقا و ماندگاریشان تفسیر شده است. واکنش مراجع تقلید به این اقدام نوعی یادآوری حریم و پایگاه اختصاصی خود به جریان راست جدید محسوب می شود.

ج : بی کفایتی علم گرائی : راست جدید علم را پاسخگوی نیازها و خواسته ها نمی داند. نگاه آنان به علم نگاهی ابزاری و گذرا است. علم برای آنان تا جایی دارای اهمیت است که در حیطه عملگرائی قابلیت تعریف و حضور داشته باشد . در ساختار اجتماعی حامی راست جدید نیز علم گرائی با توجه به اینکه خصیصه روشنفکری و طبقات فرادست به حساب می آید با نوعی ضدیت و نامقبولی روبرو می گردد. چنین رویکردی تا به آن حد از افراط برخوردار می گردد که نهادهای مقابل علم گرائی تقویت و سازماندهی می شوند. مثلا " جامعه مداحان تا آن حد از قدرت برخوردار می گردند که در مجالس خود وارد بازیهای سیاسی شده و به تهییج و ترغیب و تبلیغ مبانی فکری خود پرداخته و در نفی جریانات مقابل تلاش می نمایند. انتخاب روسای دانشگاهها با این دید صورت می پذیرد که افراد انتخاب شده تا چه حد به مبانی راست جدید پایبند می باشند. انتخاب رئیس دانشگاه تهران و یا وزیر بهداشت و درمان و تغییرات بسیار گسترده مدیریتی در سطح کشور تاییدی بر این مدعا می باشد. از سوی دیگر نظریات علمی در تصمیم گیریهای این جریان از اهمیت چندانی برخوردار نمی باشد. اقدامات ناگهانی و مصوبه های بیشمار در زمانی اندک و بذل و بخشش های بی حساب و کتاب و تورم زا و یا عدم تغییر ساعت رسمی کشور در ابتدای سال ـ که میلیاردها تومان صرفه جویی را موجب می گشت ـ از جمله عوارض بی کفایت پنداری علم گرائی از سوی جریان راست جدیدمحسوب می شود.

د : امنيت گرايي افراطي : راست جديد معتقد است که اصلاح طلبان با کارکرد خود به حذف امنيت دامن زده اند. آنان همچنين جريان روشنفکري را به ناتواني در برقراري امنيت در سالهاي قبل متهم مي نمايند. به دليل نبود امنيت در جامعه عدالت نيز از بين رفته است و طبقات فرودست و انکار کنندگان و ناراضيان از بي عدالتي براي احقاق حق خود بايد ابتدا از امنيت کافي بر خوردار گردند. در تفسير هاي اقتصادي و اجتماعي خود به لزوم تزريق امنيت به عنوان يک الويت مهم اصرار زيادي مي ورزند. در راستاي تحقق اين هدف نهادهاي امنيتي بايد وارد عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي گردند. انتخابات مجلس نقطه آغاز ورود نظاميان به عرصه سياست محسوب مي گردد. بعد از استقرار دولت جديد همکاري نهادهاي امنيتي و نظامي و شبه نظامي با وزارتخانه هاي مختلف در حد بسيار گسترده و توفنده ارزيابي مي گردد.

ه : احساس گرائي در مقابل عقل گرائي : جريان راست جديد تلاش مي نمايد تا از جايگاه عقل گرائي باقيمانده از جريانات اصلاحات و روشنفکري عبور نموده و هر چه سريعتر به تغيير و تبديل اين وضعيت به نقطه مقابل آن يعني احساس گرائي افراطي و رفتارهاي غريزي بپردازد. عامل ديگر براي گذر به اين شرايط نگاه و رويکرد مخاطبان راست جديد مي باشد. آنان فقط به عناصري واکنش مثبت نشان مي دهند که از بنيانهاي پوپوليستي فراتر نباشند. عقل گرائي جنبشي بود که براي طبقات فرودست و محروم غير قابل فهم و ثقيل و نامطمئن محسوب مي گرديد. آنان براي در هم شکستن مرزهاي اين حصار محکم به جايگزيني نياز داشتند . احساس گرائي و تکيه بر رفتارهاي غريزي مي تواند تا حدودي خلاء ناشي از اين عدول را پر نمايد. غلبه احساس منجر به تسهيل روابط طبقات ناراضي و سرخورده از روشنفکري نا متشابه با آنان مي گردد. راست جديد در رفتار خود بر اساس احساس گرائي افراطي نوعي عظمت پنداري ذاتي در خود مي يابد که وراي تحليلهاي عقلاني قرار دارد.

و : ترويج ناسيوناليسم : با توجه به عوامل فوق گرايش به ناسيوناليسم و مليت گرائي در نگاه اين جريان اجتناب ناپذير مي باشد. رفتار هاي ناسيوناليستي سردمداران راست جديد به شکل تهييج و تشويق و تحريض مردمان به رفتارها و تصميمات همگون و همراه با اين جريان حتي با استفاده از موضوعاتي که قبلا" نفي مي گرديده است نشان داده مي شود. به عنوان مثال مقايسه گرايشات هسته اي با نهضت ملي شدن نفت و استفاده از نام مصدق براي تبيين اين پديده از جمله توسل به ناسيوناليسم به حساب مي آيد.
|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در شنبه 1385/02/09 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar


افراد آنلاين: نفر نفر

center"> نفر } function reEnable(){ return true }

}