تبليغاتX
" دکتر ابراهیمی در کاشمر "
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ترشیز در اغما
اگر این روزها گذارتان به روستای مغان افتاد سراغ دخترک ۱۳ ساله ای را بگیرید که در بستر بیماری افتاده است. به گفته اطرافیان و همسایگان سرطان خون دارد و مدت کوتاهی مهمان این دنیا خواهد بود. پدر و مادر مخمور از دود و دم تریاک هر کدام به راهی رفته اند و دخترک تنها در خانه مادربزرگی پیر ایام حزینش را می گذراند. دخترک محروم از هر گونه درمانی بر این اعتقاد مادربزرگ می سوزد که خرج دوا و دکتر بر زندگی وی سودی نخواهد داشت و ثمره آن زندگی نامراد در این دنیا نباشد بهتر است.

اگر به روستای مغان رفتید کرکسانی را می بینید که بر درگاه خانه پیری زال بی صبرانه بر مرگ دخترک بینوائی به انتظار نشسته اند و ساکنان روستا بی توجه به جان کندن دختر نوجوان بی یاور که در آتش تب می سوزد و خوره سرطان از درون حیاتش را می تراشد و آرام آرام آخرین رمقش را می ستاند به روزمرگی خود مشغولند.

مغان در کنار شهر کاشمر است. چند دقیقه ای بیشتر با آن فاصله ندارد. مثل روستای قصون نیست که ساعتها راه باشد. از قصون گفتم یاد دخترکی دوازده ساله افتادم که از جور پدر و برادر با نفت آتش خشم بر خود برافروخته بود و تا به شهر آوردندش جز جنازه سوخته ای چیز دیگری بر آن نام نمی شد گذاشت. به پژوهش بدانجا رفته بودم و سگی در کنار خانه دخترک خفته دیدم و زن همسایه می گفت روزی که دخترک آتش بر هستی خود افکند از درب حیاط به کوچه دویده و سگ ناامیدانه و وحشتزده پارس کنان پوزه بر بدن شعله ور دخترک می کشیده بلکه آتش از اندام وی بزداید و از آن روز افسردگی بر وجودش عارض شده و ساعتها بی حرکت به نقطه ای که تن سوخته دخترک آرام گرفته بود می نگرد .

اگر روزگاری از انابد سر در آوردید سراغ قبر دخترک نوجوانی را بگیرید که به دارش کشیدند تا شرافت را پاس دارند و از جوهر زندگی تهیش ساختند تا جوهر آبرو را باز خرید نمایند.

هزاران دختر قالیباف در نصر آباد و شهر آباد و فروتقه و ایور و صدها جای شناخته شده و ناشناس دیگر در پشت دارهای قالی می پوسند تا طراوت به گلهای بیجان قالی هایی بخشند که نه در سودش سهمیند و نه استفاده ای شخصی از آن به عمل می آورند. آنها به چند اسکناس به صاحبکارانی به اجاره داده شده اند تا اندکی به مدد آن درد فقر و مسکنت از چهره خانواده بزدایند و هزینه ای صد مقابل باید در آینده با رنجوری و دردمندی و نقص بدنی بپردازند.

گرسنگان این دیار به شماره از حد فزونند. آمار از کمیته امداد و بهزیستی بگیرید تا به عمق این فاجعه بیشتر واقف شوید. مادری قوت لایموت خود و فرزندانش را با جوشانده پای مرغانی تامین می کند که در سایر بلاد پودرش می کنند و به حیوانات خانگیشان می خورانند.

کجایند حسینیه سازان و تکیه تزئین کنندگان و علم بدوشان روزهای عاشورا ! آنانی که میلیونها - به فرض هیچ چشمداشتی ـ در ایامی خاص خرج دیگهای پلو و حلیمشان می شود و گوسفندان قربانیشان از فربهی نای حرکت ندارند و بر سفره اشان خلایق بی وقفه می آیند و می روند ؟

کجایند سیاست بازانی که بی هیچ دانش و تخصص و هنری و به یمن پرگوئی و شکمبارگی و نا استواری ذاتیشان محبوب قلوب خاص ! می شوند و بر اریکه ناپایدار و نافرجام اندک زمان مقام دل خوش می سازند و گذشته خویش بهمراه متعلقات آن از خاطر می برند و خلق مهجور در دامگه هلاکت رها می سازند ؟

عریضه نویسانی که ملتمسانه و از روی عجز و یا فرصت طلبی از صاحب مقامی تمنای دانشگاه دولتی در این دیار می کنند و بر بودجه راه سید مرتضی یقه می درانند و حریصانه سهمی بیشتر از بریان سفره می طلبند و گاه به تشکر و گاه به تغیر زبان در کام خود می چر خانند و از روی حساب و مصلحت اخم به چهره می نمایانند یا بر ماتم این مردمان اشک می فشانند به مغان روند و بر چهره رنگ پریده دخترکی که از سوء تغذیه به خردسالان ماند و آخرین دقایقش را می گذراند نگاهی افکنند تا از ورای دیدگان وی حقیقت را دریابند. به قصون روند و بر قبر دخترکی که به آتش نادانی و تعصب و نابخردی وفقر اطرافیان خود سوخت و از مشقت زندگی رهایی یافت لحظه ای درنگ کنند تا الویت بر آنان آشکار شود. اگر فرصتی یافتند نیم نگاهی به کارگاههای نمور قالیبافی بیندازند و جاندارانی که بیهوده در آن دخمه ها جان می سپارند را نظاره کنند مطمئنا" به حقایق بیشتری واقف خواهند شد.



|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در پنجشنبه 1385/02/14 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar


افراد آنلاين: نفر نفر

center"> نفر } function reEnable(){ return true }

}