تبليغاتX
" دکتر ابراهیمی در کاشمر "
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
از عدالت تا ریاضت

۱ - زمزمه هایی به گوش می رسد که ای مردمان کمربندها محکم ببندید که دوران سختی در پیش رو دارید.اگر سعادت و خوشبختی می خواهید حلقه ریاضت کشی آویزه گوش سازید تا همای رفاه در آینده ای نامعلوم در آغوش کشید. همگان از خود می پرسند مگر چه روی داده است که باید اینگونه تاوان پس داد. مگر نه این است که قیمت نفت به بالاترین سطح خود در این چند ده ساله اخیر رسیده است و ذهن ساکنان این سرزمین سالیانی چند را در انتظار آرامش بوده است و بی صبرانه در آرزوی به ثمر رسیدن شعارهایی هستند که سالی است در این وادی طنین افکن شده است . هرگز نمی توان پذیرفت که گذشت زمان به این سرعت بتواند از یادها آنچه را که نباید از خاطره ها زدوده شود به این شتاب بزداید . خورشید حقیقت را نمی توان به گل خاموش ساخت و تنها تجربه است که به مردمان توانایی پیش بینی آینده را می دهد . جلوه دادن روشنایی با تاریکی امکان ندارد و پوستین وارونه از برای ریا و تحمیق خلق تنها به صاحب آن ضرر می زند و لاغیر . ریاضت باید از برای هدفی باشد آشکار و حساب شده و نه جبران آنچه که با نیروی تدبیر و تعقل قابل پیشگیری و ممانعت است. رنجی که برده می شود باید از برای گنجی باشد معلوم و نه وهمی نا مشخص و چند لایه و ناوصول.

۲ - در جلسه ای بعنوان سخنران با موضوع مبانی روان شناسی سکولاریسم دعوت شدم. ساعتی چند در خصوص رفتار شناسی سکولاریسم یا عرفی شدن سخن گفتم. موضوعی را مطرح کردم که به مذاق چند تن از حضار خوش نیامد. سخن از این قرار بود که یکی از مولفه های تسریع کننده سکولاریسم کسانی هستند که به مقابله با سکولاریسم می پردازند. ماهیت رفتار این گروه به گونه ای است که در ذات خود ضد خود را می پرورانند و ناغافل آب بر آسیاب دشمن خویش می ریزند و بر ضرر خود تیشه به دست گرفته و به ریشه می زنند.استدلالم این بود هنگامی خلایق از کارکرد نهادی ناامید شوند و در ذهن و خاطرشان تصویری متزلزل و نامطمئن و مشوش و نا کارآمد از آن جریان ثبت شود به تبع آن رفتارهایشان نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و رویکردی متضاد و متفاوت از نهاد ابتدایی غالب را جستجو خواهند نمود. در چنین شرایطی بتدریج نهاد مسلط از درون تهی خواهد شد و علیرغم مقاومتهایی که از سوی راهبران آن به عمل می آید کم کم عرصه را از حضور خویش خالی خواهد ساخت و همزمان پیشروی نهاد جایگزین و اشغال مواضع مقابل به تثبیت و جایگیری کامل جریان جدید خواهد انجامید. خاورميانه اکنون چهار نعل به سوي سکولاريسم مي تازد. چهره فرهنگي کشورهاي اسلامي به سرعت در حال تغيير است. اعراب در کنار همجوشي با همکيشانشان بيشتر تمايل به کارکرد در حيطه مرزهاي دروني خود را دارند. فرصت سنجي و موقعيت شناسي و رفاه و تنعم به عنوان يگانه مسير پيشرفت مشترک همه آنان ترسيم مي شود. چنين رويکردي نشانه هاي آغازين سکولاريسم است که بي محابا چتر خود را در همه اقصي نقاط در حال گستراندن است. اما در ايران جريان سکولاريسم نه از عوامل بيروني که ريشه در رفتار ناقدان و مخالفان سکولاريسم دارد. عملکرد آنان به گونه اي است که مردمان بي هيچ د غدغه اي راي به سکولاريسم خواهند داد . سنت گرايان با کارکرد ناقص ، غير علمي ، عوامگرايانه ، و طرد آميزشان راه ديگري براي انبوه خلايق باقي نگذاشته اند. دشواريهاي زندگي که اميدي به تسکين و تخفيفشان در آينده نمي رود بهترين پناهگاه و گهواره رشد سکولاريسم است. دوگانگي و تبعيض و نابرابري و فاصله طبقاتي و خط کشي جامعه به خودي و غير خودي در درون خود فاصله بيشتر مردم را از سنت گرايان موجب مي شود و نهايت اين فاصله نيز به وضوح قابل پيش بيني است . هم اکنون مي توان در افقي نه چندان دور لشکريان سکولاريسم را مشاهده کرد که هر لحظه به اين وادي نزديکتر مي گردند.

۳ - يکي از مهمترين علل رشد نيافتگي در جوامع در حال گذار مقاومت جريانات کهنه و سنتي است که در طي ساليان متمادي فربه شده اند و امکان تغيير و تبديل در ماهيت برايشان ميسور نيست. اينان هر گونه تغييري را مساوي با نابودي خود مي پندارند و در برابر آن موضع دفاعي اتخاذ مي نمايند. يکي از علل شکست جريان اصلاحات در ايران مماشات بي اندازه اصلاح طلبان در مقابل کارکرد هجومي و تخريبي و براندازانه اين جريانات مضطرب و نگران بود. خاتمي تصور مي کرد اتخاذ رويکرد تساهل و تسامح بتدريج سنگيني خود را بر سايرين تحميل خواهد کرد و آنان به ناچار عملکردي مشابه در پيش خواهند گرفت. اشتباه خاتمي اين بود که تصور مي کرد رقيب به اصول بازي متکي بر قواعد دمکراتيک که تساهل و تسامح بخشي از آن را شامل مي شود پاي بند است. نتيجه اش اين شد که به قول خود وي تا حد يک تدارکاتچي تنزل مقام یافت و در هر نه روز يک بحران را تجربه نمود. خاتمي از اين مسئله غافل بود در شرايطي که رقيب با شيوه خاص خود به مقابله پرداخته است بايد به سرعت تغيير رويه دهد و نگاهي فراتر از تصور خود به موضوع داشته باشد. غفلت خاتمي از بکارگيري پتانسيل عظيمي که در اختيار داشت با اين الويت که ذهنيات تئوريک وي راهگشا خواهد بود وي را از لحاظ ميزان قدرت در حد يک شهروند عادي فرو غلتاند . شايد اکنون که به گذشته نگاهي مي اندازيم مي توانيم اينگونه به يقين سخن بگوييم و شايد اگر خاتمي اکنون به قدرت مي رسيد با شيوه اي دگرگون عمل مي نمود و روشي نوين بکار مي بست.

|+| نوشته شده توسط دکتر ابراهیمی در یکشنبه 1385/04/11 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar


افراد آنلاين: نفر نفر

center"> نفر } function reEnable(){ return true }

}